اونی که دوسش داری بهش نگو دوسش داری
میره و تنهات می زاره
اگه باور نداری بهش بگو دوسش داری
میره رو دلت پا می زاره
آره می دونم عاشقشی عاشق اون نگاهش
آره می دونم دربه دری تا ببینیش باز دوباره
منم یه روزی مثل تو عاشق بودم تا پای جون
عشقمو فریاد زدمو دربه دری شدم نگو
رفتش و تنهام بزاره روی دلم پا بزاره
قلب منو سوزوندو رفت ...
رفتو با دیگری نشست،رفتو با دیگری نشست
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...
تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه تو میمانی نه اندوه
نه هیچ یک ازمردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رودقسم
وبه کوتاهی آن لحظه که گذشت
غصه هم خواهدرفت
آنچنان که فقط خاطره ای خواهدماند.
لحظه هاعریانند
به تن لحظه خود
جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آینه نه آینه به تو خیره شده است
تو اگرخنده کنی او به تو خواهد خندید واگربغض کنی
آه ازآینه دنیاکه چه هاخواهدکرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا که بوديم نبوديم کسي
کشت ما را غم بي همنفسي
تا که رفتيم همه يار شدند
خفته ايم و همه بيدار شدند
قدر آيينه بدانم چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرياد ها مرده اند
سكوت جاريست
تنهايي
حاكم سرزمين بي كسي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرض شما غلط است
زمین گرد نیست ، من نتوانسته ام ثابت کنم
زمین گرد نیست
هزار سال است که به دنبال خودم میگردم
مسافرم
اما هنوز نرسیده ام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این دنیا
آن نیست که ما می خواستیم
سراسر خون است و آتش
یک جهنم واقعی است
و این آوازها و آهنگ ها
یعنی زندگی ما
چیزی نیست
جز یک کنسرت غم انگیز در جهنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگي را به بهانه خواب
خواب را به بهانه درد
درد را به بهانه تو
فراموش کردم
حال خود قضاوت کن که
از من چه ماند
جز تويي که وقت و بي وقت من را
انکار مي کني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بر مزارم
بر سکوتم
گريه، بس بيهوده
گريسته ام جای جای شما
نه مهری
نه حرفی
نه برفی
پوچ پوچ
عايدم تنها
دلی سوخته
قلبی شکسته
هيچ هيچ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینجا هیچکس سراغی از یه تنها نمیگیره
حتی ماه من که دیگه ماه من نیست
دلم لک زده واسه یه گریه ی حسابی
دلم لک زده واسه............

پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع ميكرد
اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش ميرسيد
مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش ميرسيد
اگه تو مال من بودي همه خبردار ميشدن
ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار ميشدن
اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم
پاييز ميفهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم
اگه تو مال من بودي انقد غريب نميشدم
من چي ميخواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم
اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود
دل من اون آواره اي كه شبها ميگرده نبود
اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت
تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت
اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت ميشد
قصه ي عشق ما دو تا، عبرت سرنوشت ميشد
اگه تو مال من بودي ميبردمت يه جاي دور
يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور
اگه تو مال من بودي،* ميذاشتمت روي چشام
بارون ميخواستي ميباريد، ابر سفيد گريه هام
اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نميريخت
شمعي كه پروانه داره، اشك غم انگيز نميريخت
اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت
آدما دارا ميشدن، دنيا ديگه فقير نداشت
اگه تو مال من بودي خيال نميكنم باشي
پس ميرم و مي كشمت پيش خودم تو نقاشي
یکی بود که منو کم داشت یکی که دلواپسم بود
یکی که روی شونه اش قطره قطره اشک بریزم
یکی که منو بفهمه حس کنم براش عزیزم
کاشکی اون یکی تو بودی میون این همه غریبه
اخه غیر از تو نگا ه بقیه پر از فریبه
کاشکی اون یکی تو بودی کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی عشق تو جوابی واسه هر سوال من بود
تو چه کردی با دل من تو چی اووردی به روزم
انگار تقدیر من این بود که به پای تو بسوزم
دیگه راه پس و پیشم همه بن بست و بسته
دیگه خیلی وقته این دل زیر پای تو شکسته
دل تو پیش غریبه شده در گیر و گر فتار
ولی من به یادت هر شب تا خود سپیده بیدار
من تو رویای تو هستم تو تو فکر یکی دیگه
ولی من پای تو موندم یا تو یا که هیشکی دیگه

